نشانه شناسی سروده‌های انقلاب 1393/12/07

 دوران انقلاب، زمان جوش و خروش ملت ایران است. برهه‌ای از تاریخ که مردم بر علیه بسیاری از سنت‌های غلطِ رایج به پا خواستند. ظهور این روحیه‌ی در هم شکستن و مبارزه‌طلبیِ مردم را می‌توان در عرصه‌ی سروده‌ها و ترانه‌های انقلابی نیز به خوبی مشاهده کرد.

مریم سمیعی -بخش ادبیات تبیان
دوران انقلاب

مقدمه
حوزه‌ی فرهنگی یک جامعه برای تحول یافتن، بیش از همه محتاج تغییر ساختار اجتماعی و سیاسی است. از طرفی برای تغییر کردن ساختارها، فرهنگ می بایست مقدم بر آن مستعد تغییر کردن باشد. یکی از عناصر مهم فرهنگ، موسیقی است. فرهنگ مردم را بدون در نظر گرفتن موسیقی به خوبی نمی توان شناخت. مصرف موسیقی و هم چنین، سلیقه ی موسیقیایی یک ملت را می توانیم پنجره‌ای در نظر بگیریم که رو به سوی ارزش‌ها و باورهای نهفته در دل جامعه، گشوده می شود. «در هیچ نقطه‌ای از تاریخ، موسیقی اینچنین اهمیتی در زندگی روزمره پیدا نکرده است. نگاهی کوتاه به تاریخ فرهنگی موسیقی مردم پسند نشان می‌دهد که تنها در قرن بیستم است که موسیقی با چنین گستردگی‌ای وارد زندگی روزمره‌ی مردم جهان شده است. نه تنها در همه جا (در تاکسی ها، متروها و فروشگاه ها) موسیقی به گوش می رسد، بلکه آلبوم های متعدد موسیقی در منازل و در میان اسباب جوانان و نوجوانان یافت می شود.»(کوثری 13،1387)
دوران انقلاب، زمان جوش و خروش ملت ایران است. برهه‌ای از تاریخ که مردم بر علیه بسیاری از سنت‌های غلطِ رایج به پا خواستند. ظهور این روحیه‌ی در هم شکستن و مبارزه‌طلبیِ مردم را شاید بتوان، در عرصه های مختلف به راحتی مشاهده کرد. یکی از این عرصه ها که در این مقاله قصد بررسی کردنش را داریم، عرصه ی سروده‌ها و ترانه‌های انقلابی است که فرض می‌شود در این دوران و تحت تأثیر آن، تغییرات زیادی کرده است. برای بررسی کردن این تغییر سعی می شود به مفاهیم مطرح شده در متن این سروده ها بپردازیم. 
مهم ترین دغدغه ی این پژوهش در اصل رسیدن به مفاهیمی در دل ترانه های روزهای انقلاب است که در بردارنده ی درون مایه ی  اعتراض اجتماعی، انقلاب فرهنگی، نوخواهی در اندیشه، روشن شدن دیدگان سیاه نومیدی و امید به آینده است. علت داشتن این فرضیه، شرایط انقلاب است و به نظر می آید که می بایست، ترانه ها آیینه ای باشند که حالات و خواسته های مردم را در دل خود بازتاب دهند.
ترانه خود در حوزه‌ی بزرگ‌تر موسیقی و فرهنگ قرار می‌گیرد و متن آن از دل و جان مردم سرچشمه گرفته است و هم چون آیینه‌ای سلایق و احساسات آنها را در خود منعکس می‌کند. علاوه بر اینکه سرودهای انقلابی از احساسات مردم ریشه گرفته است، برای مردم است و محتوایی مردمی دارد. این محتوا در زمان انقلاب، در اصل فرض شده است که همان نواندیشی و تمایلی شدید به تغییر در اجتماع است.
به نوعی شاید بتوان، ترانه ها و سروده‌های زمان انقلاب را در حیطه‌ی موسیقی عامه (Folk music) قرار داد. موسیقی عامه نوعی از موسیقی است که به صورت شفاهی و سینه به سینه بین نسل ها منتقل می شود. این نوع از موسیقی را می توانیم در جوامعی که از نوع فرهنگی همگن هستند، مشاهده کنیم. موسیقی عامه به جوامع روستایی تعلق دارد و در اصل نشان دهنده ی بقای فرهنگ ماقبل صنعتی است.
 از آنجایی که ترانه زیرمجموعه‌ی زبان و ادبیات فارسی است، لازم می‌دانم که تحلیلی نشانه شناختی است را در این حوزه انجام دهم. نشانه شناسی که یکی از روش های کیفی است به ما کمک می کند، دال و مدلول را که در کنار یکدیگر در ترانه‌ها حل شده است، بیابیم.
روش نشانه شناسی‌ای که در این پژوهش استفاده شده است، با توجه به آموزه های  فردینان دوسوسور، زبان شناس سوئیسی، است. او با در نظر گرفتن نشانه‌های زبانی که همان کلمات هستند، نشانه را مرکب از یک دال و یک مدلول می‌داند. رابطه‌ی بین دال و مدلول دلالت نام دارد. «نشانه ی زبانی، پیوند میان یک شئ و یک نام نیست، بلکه یک مفهوم ]مدلول[ را به یک تصور صوتی ]دال[ پیوند می دهد. تصور صوتی واقعا یک صدای فیزیکی نیست بلکه اثر روانی صوت در شنونده است.» (سوسور 1983)

در این پژوهش به دنبال تحلیل کلمه‌ها و مفاهیم سروده‌های انقلاب در سه سطح کلی هستیم. در مرتبه ی اول، دال ها و مدلول ها و در پی آن نشانه های موجود را شناسایی می کنیم. در مرتبه ی دوم با در نظر گرفتن نشانه های قرار گرفته در کنار یکدیگر، معنای کلی را از طریق هم نشینی پیدا می کنیم. در مرتبه ی سوم نیز محورهای جانشینی را تحلیل می نماییم.


به طور کلی وظیفه‌ی اصلی نشانه‌شناسی، یافتن دلالت‌های معنایی در طیف وسیع زندگی بشر امروزی است. همان طور که گیرو می‌گوید، زبان، نظامی نشانه‌ای است که بیانگر اندیشه‌هاست.(گیرو، 1387) با این تعاریف مشخص است که متون سروده‌های مورد بررسی در این تحقیق بیش از هر چیز بافتی از نقل قول‌هاست که ریشه در منابع فرهنگی بی‌شمار موجود در جامعه دارد. 
لازم است که در اینجا به انتقاداتی که ممکن است در باب این روش صورت بگیرد، اشاره‌ای بکنیم. هرچند که دال همان چیزی است که فرض می شود که بر مدلول اشاره دارد و کاربران آن را می شناسند اما نشانه شناسان سوسوری بر این نکته همواره تأکید دارند که هیچ رابطه‌ی ذاتی و مستقیمی میان دال و مدلول نیست، بلکه روابطی اختیاری میان این دو حاکم است. «تمرکز سوسور بر نشانه‌ی زبانی بود و زبان را مهم‌ترین نظام نشانه‌ای می‌دانست؛ برای او ماهیت اختیاری نشانه اولین اصل زبان است.» (چندلر،1952) این ویژگی اختیاری بودن، نه تنها نشانه‌ی ضعف این روش نیست بلکه توانایی تطبیق پذیری فوق العاده‌ی زبان را هویدا می‌کند.  
برای تحلیل متن سرودهای انقلاب، با توجه به روش نشانه شناسی در اصل دست به یک تحلیل ساختاری می زنیم. در بررسی یک ساختار که در اینجا ساختار ما متن سرودهای انقلابی است، روابطی میان اجزای آن ،که در این مورد کلمات هستند، وجود دارد (از جمله تضادها، همبستگی ها و روابط منطقی) که قابل شناسایی است. سوسور در این باب همواره تأکید دارد که معنی، محصول تمایز میان دال‌ها است. این تمایزها خود دو نوع دارند؛ هم نشینی  [Syntagmatic](طرز قرار گرفتن عناصر در کنار هم) و جانشینی [paradigmatic] (چگونگی جایگزینی عناصر در جای یک دیگر) .
در این پژوهش به دنبال تحلیل کلمه‌ها و مفاهیم سروده‌های انقلاب در سه سطح کلی هستیم. در مرتبه ی اول، دال ها و مدلول ها و در پی آن نشانه های موجود را شناسایی می کنیم. در مرتبه ی دوم با در نظر گرفتن نشانه های قرار گرفته در کنار یکدیگر، معنای کلی را از طریق هم نشینی پیدا می کنیم. در مرتبه ی سوم نیز محورهای جانشینی را تحلیل می نماییم. در ادامه به بررسی یکی از سروده های انقلاب با همین روش گفته شده می‌پردازیم.
تحلیل نمونه
این پیروزی خجسته باد...

از صلابت ملت و ارتش و سپاه ما
جاودانه شد از فروغ سحر پگاه ما
صبح آرزو دمیده از کرانه ها
شاخه های زندگی زده جوانه ها
این پیروزی خجسته باد این پیروزی

خجسته باد این مبارک بهار
به باغبان خجسته باد
خجسته باد این گل افشان دیار
به بلبلان خجسته باد
همیشه بادا وطن بر فراز
این پیروزی خجسته باد این پیروزی

نوبهار ما از کران زمین
پر شکوفه شد شاخه امید
خون هر شهید می دهد نوید
نوبت ظفر این زمان رسید
به کوری دیده دشمنان
شکسته شد سر اهریمنان
صبح پیروزی مبارک باد
این ستم سوزی مبارک باد

حافظ وطن تا خدای ماست
لطف ایزدی رهگشای ماست
در خط سیاه میوه امام در شب خطر رهنمای ماست
به رغم آن دشمن خیره سر
وطن رها شد ز بیم و خطر
صبح پیروزی مبارک باد
این ستم سوزی مبارک باد

 

نشانه – دال          معنا- مدلول   معنای مقابل
1. صلابت ملت و ارتش و سپاه: این سه عامل با در کنار یکدیگر قرار گرفتن پیروزی را میسر کرده‌اند. با توجه به اینکه ملت در ابتدا آمده است، از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار است. در ضمن باید به این نکته توجه داشت که در آن زمان سپاهی به معنای امروزی‌اش وجود نداشته است. دشمنان و اهریمنان
2. جاودانه شدن فروغ سحر:  سحر و فرا رسیدن آن در اشعار فارسی دارای معنایی حائز اهمیت است. سحر که نمادی از آسانی و صلح و آشتی است پس از تاریکی شب که نمادی از دشواری های مسیر و ظلم و ستم است، فرا می رسد. شاعر، پیروزی حاصل شده را در حدی می داند که با میسر شدنش صبحی از راه رسیده که جاودانه است شب و تاریکی
 3. دمیده شدن صبح آرزوها: در اینجا شاعر برای ایجاد تأثیر بیشتر از تشبیه بهره برده است. آرزوها هم چون صبحی در نظر گرفته شده‌اند که حالا بعد از مدت‌ها انتظار، از راه رسیده است. یأس و ناامیدی از دل ها زدوده شده است و امید و آرزو ها به ثمر رسیده است.   شب یأس
4. جوانه زدن شاخه های زندگی:    زندگی هم چون درختی فرض شده است که با وقوع این پیروزی، شاخه‌هایش جوانه زده‌اند. پیش از این زمستان زندگی که نماد دشواری های حاصل از ظلم و ستم حاکم بوده است،  درخت زندگی را  بی برگ و میوه ساخته بود. در مقابل، این پیروزی، بهاری در نظر گرفته شده که حبات بخش بوده است.          بی ثمری درخت زندگی
5.  باغبان:  یکی دیگر از نشانه‌های مهم این سروده باغبان است. با توجه به متنی که باغبان در آن قرار گرفته این طور استنباط می شود که باغبان همان رهبر انقلاب است. اوست که با توجه به مصرع بعد، به برکت حضورش،دیار گل‌افشان شده است.   دشمن
6. دیار گل افشان:  شهیدانی که بهار و پیروزی را به وطن بازگرداندند کویر  خشک و بی ثمر
 7. بلبلان مبارزان و زندانیان سیاسی که نویدبخش فرارسیدن بهارند.   دشمنان
 8.  دشمنان   دشمنان در اصل موانعی هستند که پیش از این با حضورشان عرصه را بر آزادی و شکوفایی مردم تنگ کرده بودند.  با توجه به شعر، خون هر شهید
 9. شکسته شدن سر اهریمنان  اهریمن همان نیروی شر حاضر در جامعه بوده است که حال با توجه به سروده، سرش شکسته است. سر، مجاز از اندیشه های پلید اهرمن است که از بین رفته است. با توجه به شعر، خون هر شهید
10. خط سیاه/شب خطر  اوج غم و اندوه حاکم  صبح پیروزی
11. میوه ی امام  امام که باغبان دیار گل‌افشان است، میوه‌ی شهادت را راهنمای همگان قرار داده است  
                  
                      

در سروده ی مورد نظر کلمه ای که نقش کلیدی را بازی می‌کند، پیروزی ست. شاعر در حول محور پیروزی نشانه‌هایی را مطرح می‌کند. به معنایی دیگر همه‌ی آن اسباب و لوازمی که از نظر شاعر با حضور پیدا کردنشان پیروزی میسر می‌شود در این سروده به چشم می‌خورد. بر اساس قاعده‌ی هم نشینی و با توجه به همین نشانه‌ی مرکزی، می‌توان نشانه‌هایی را یافت که دال بر وجود شرایطی ست که به پیروزی یک ملت می‌انجامد. در مقابل با توجه به معناهای مخالفی که می توانستند در جای دال‌ها قرار بگیرند به درک بهتری از معنا دست می یابیم. در مقاله‌ی بعدی که در همین سری چاپ می‌شود به نمونه ی دیگری از سروده‌ها اشاره خواهیم کرد.

 


فهرست منابع
چندلر، دانیل (1387)؛ مبانی نشانه‌شناسی، مترجم: مهدی پارسا،تهران: سوره مهر
کوثری، مسعود (1387)؛ درآمدی بر موسیقی مردم‌پسند،تهران: دفتر پژوهش‌های رادیو

نظرات

پست نظرات
نام:


ایمیل:


عنوان:


نام سایت:


نظرات:

كد: